پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

کشدم بی تو بر بهشت ار میل

جای بادا به دوزخم در ویل

وصف روی تو سورهٔ والشمس

شرح موی تو آیهٔ واللیل

راه دارد دلار به دل ز چه رو

هیچ با ما دلت ندارد میل

بس که گریم ز دوریت نه عجب

شهر ویران شود اگر از سیل

دور از رویت ای مه بی مهر

شده چشمم ز خون دل چو سهیل

آه مستان ز سینه وقت سحر

بهتر از زاهد و دعای کمیل

عاشقان را منم بلند اقبال

دلبران را اگر توئی سرخیل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹ندیده برده دل و دین ز کف جمال توام
  2. شمارهٔ ۲۹۰من شاهبازم کاین چنین اندر قفس افتاده ام
  3. شمارهٔ ۲۹۱در رخ دلبر لبی شیرین چو شکر دیده ام
  4. شمارهٔ ۲۹۲از غم عشق تو رسوای جهان گردیده ام
  5. شمارهٔ ۲۹۳من اگر دور از توام پیش توام
  6. شمارهٔ ۲۹۴فاش گویم عاشق رخسار دلبر گشته ام
  7. شمارهٔ ۲۹۵عشق چون شمع است ومن پروانه ام
  8. شمارهٔ ۲۹۶برآنند خلقی که من می پرستم
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.