پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

رخ یک طرف دو طره جانانه یک طرف

بردند دل ز هرطرف از ما نه یک طرف

از خال وزلفت از دوطرف دانه است ودام

دام تونیست یک طرف ودانه یک طرف

مجروح تر دلم شده در چین زلف تو

از بوی مشک یک طرفاز شانه یک طرف

زلفت از آنخمیده دراوبسکه ریخته

زنجیر یک طرف دل دیوانه یک طرف

آن زاهدی که چون دلم از دست اوشکست

خم یک طرف به میکده پیمانه یک طرف

دیشب بدیدمش که زبس بودمست می

خود یک طرف فتاده وصددانه یک طرف

مجنون عشق یارم و سنگم نمی زنند

طفلان به کوچه یک طرف از خانه یک طرف

هر شب ز نور شمع و زنار فراق یار

من یک طرف بسوزم و پروانه یک طرف

اقبالم ار بلند شود در برم شبی

دل یک طرف نشنید وجانانه یک طرف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵برده ای رونق زمشک تر ز زلف
  2. شمارهٔ ۲۶۶دامن آن ماهم ار افتد به کف
  3. شمارهٔ ۲۶۷ندیده روی دلبر را شدم از جان و دل عاشق
  4. شمارهٔ ۲۶۸کس نگردد مبتلای درد وآزار فراق
  5. شمارهٔ ۲۶۹بر سر ما آن نگار آورده کاری از فراق
  6. شمارهٔ ۲۷۰فغان که دل به برم خون شد ازجفای فراق
  7. شمارهٔ ۲۷۱ای رخت آئینه انوار حق
  8. شمارهٔ ۲۷۲عقل است همچوشمع بر آفتاب عشق
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.