پرش به محتوای اصلی
بلند اقبال بلند اقبال

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

خیز ای نگار باده بیاور پیش

از شاه وشیخ وشحنه مکن تشویش

دردمرا به باده بکن درمان

مرهم مرا ز باده بنه بر ریش

شهد است اگر زجام تو نوشم سم

نوش است گر زدست تو بینم نیش

تریاق آید ار توچشانی زهر

جدوار آید ار تو خورانی بیش

بگذشته ام ز عشق رخت از جان

دل کنده ام ز دردغمت از خویش

هر کس ز عشق گشته بلند اقبال

یکسان به پیش اوست شه ودرویش

ا زعدل شاهزاده بترس ای شوخ

با ما جفا وجور مکن ز این بیش

شهزاده ای که آمده در عهدش

ا زکوه و دشت گرگ شبان برمیش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸زهی جمال تو دیباچه کتاب ریاض
  2. شمارهٔ ۲۵۹نوشته حاشیه صفحه جمال تو خط
  3. شمارهٔ ۲۶۰خنجر به دست ترک تو دارد سر نزاع
  4. شمارهٔ ۲۶۱پروانه را که داده تعلق به نور شمع
  5. شمارهٔ ۲۶۲ای تیر مژگان تورا جان ودل مسکین هدف
  6. شمارهٔ ۲۶۳رخ یک طرف دو طره جانانه یک طرف
  7. شمارهٔ ۲۶۴هرکه را گم گشته دل پیدا کنش در زیر زلف
  8. شمارهٔ ۲۶۵برده ای رونق زمشک تر ز زلف
همه‌ی غزلیات ←

بلند اقبال درباره‌ی بلند اقبال

میرزا سید رضی مستوفی یا میرزا سید رضی حمزوی شیرازی متخلص به «بلند اقبال» (زادهٔ ۱۲۴۵ قمری در شیراز، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ یا ۱۳۱۹ قمری در شیراز، مدفون در نجف) از شاعران قرن سیزدهم قمری است. پدرش میرزا محمدعلی از سادات و مستوفیان معتبر فارس بود. برادر بزرگترش هم مستوفی بود و خودش را هم مستخدم دولت نوشته‌اند. به گواهی تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.