پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی

وحشی بافقی

غزلیات

۳۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ از بهر چه در مجلس جانانه نباشم
  2. شمارهٔ ۳۰۲ جان رفت و ما به آرزوی دل نمی‌رسیم
  3. شمارهٔ ۳۰۳ برو که با دل پر درد و روی زرد بیایم
  4. شمارهٔ ۳۰۴ مدتی شد کز گلستانی جدا افتاده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۰۵ صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتم
  6. شمارهٔ ۳۰۶ کی بود کز تو جان فکاری نداشتم
  7. شمارهٔ ۳۰۷ آتش به جگر زان رخ افروخته دارم
  8. شمارهٔ ۳۰۸ چه‌ها با جان خود دور از رخ جانان خود کردم
  9. شمارهٔ ۳۰۹ دیریست که رندانه شرابی نکشیدیم
  10. شمارهٔ ۳۱۰ جانا چه واقعست بگو تا چه کرده‌ایم
  11. شمارهٔ ۳۱۱ من که چون شمع از تف دل جانگدازی می‌کنم
  12. شمارهٔ ۳۱۲ گو جان ستان از من که من تن در بلای او دهم
  13. شمارهٔ ۳۱۳ صد دشنه بر دل می‌خورم وز خویش پنهان می‌کنم
  14. شمارهٔ ۳۱۴ آورده اقبالم دگر تا سجدهٔ این در کنم
  15. شمارهٔ ۳۱۵ کاری مکن که رخصت آه سحر دهم
  16. شمارهٔ ۳۱۶ ما اجنبی ز قاعدهٔ کار عالمیم
  17. شمارهٔ ۳۱۷ نه من از تو مهر خواهم نه تو بگذری ز کین هم
  18. شمارهٔ ۳۱۸ دل پر حسرت از کوی تو برگردیدم و رفتم
  19. شمارهٔ ۳۱۹ یک همدم و همنفس ندارم
  20. شمارهٔ ۳۲۰ چو دیدم خوار خود را از در آن بیوفا رفتم
  21. شمارهٔ ۳۲۱ در بزم وصل اگر چه همین در میان منم
  22. شمارهٔ ۳۲۲ به دل دیرین بنایی بود کندم
  23. شمارهٔ ۳۲۳ به استغنات میرم سرو استغنا بلند من
  24. شمارهٔ ۳۲۴ آمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن
  25. شمارهٔ ۳۲۵ هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
  26. شمارهٔ ۳۲۶ من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن
  27. شمارهٔ ۳۲۷ ای قامت تو جلوه ده شیوه‌های حسن
  28. شمارهٔ ۳۲۸ مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن
  29. شمارهٔ ۳۲۹ رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من
  30. شمارهٔ ۳۳۰ مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن
  31. شمارهٔ ۳۳۱ اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن
  32. شمارهٔ ۳۳۲ شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان
  33. شمارهٔ ۳۳۳ تغافلها زد اما شد نگاهی عذر خواه من
  34. شمارهٔ ۳۳۴ چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن
  35. شمارهٔ ۳۳۵ پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
  36. شمارهٔ ۳۳۶ آمدم سر تا قدم در بند سودا همچنان
  37. شمارهٔ ۳۳۷ ای اجل از قید زندان غمم آزاد کن
  38. شمارهٔ ۳۳۸ نوبهار آمد ولی بی‌دوستان در بوستان
  39. شمارهٔ ۳۳۹ فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کن
  40. شمارهٔ ۳۴۰ ما را میازار اینهمه چندین جفا بر ما مکن
  41. شمارهٔ ۳۴۱ زین سان که تند می‌گذرد خوش‌خرام من
  42. شمارهٔ ۳۴۲ به دست آور بتی جان بخش و عیش جاودانی کن
  43. شمارهٔ ۳۴۳ گهی از بزم بر می‌خیز و طرف بام جا می‌کن
  44. شمارهٔ ۳۴۴ می‌یابم از خود حسرتی باز از فراق کیست این
  45. شمارهٔ ۳۴۵ ز کویت رخت بربستم نگاهی زاد راهم کن
  46. شمارهٔ ۳۴۶ ای که دل بردی ز دلدار من آزارش مکن
  47. شمارهٔ ۳۴۷ تو پاک دامن نوگلی، من بلبل نالان تو
  48. شمارهٔ ۳۴۸ دلا عزم سفر دارم از آن در گفتم آگه شو
  49. شمارهٔ ۳۴۹ آمده نو به شحنگی در دلم آرزوی تو
  50. شمارهٔ ۳۵۰ یک بار نباشد که نیازرده‌ام از تو
  51. شمارهٔ ۳۵۱ ترسم جنون غالب شود طغیان کند سودای تو
  52. شمارهٔ ۳۵۲ گرچه کردم ذوق‌ها از آشنایی‌های او
  53. شمارهٔ ۳۵۳ میان مردمانم خوار کردی عزت من کو
  54. شمارهٔ ۳۵۴ دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو
  55. شمارهٔ ۳۵۵ شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او
  56. شمارهٔ ۳۵۶ سد خانهٔ دین سوخت به هر رهگذر از تو
  57. شمارهٔ ۳۵۷ می‌روم نزدیک و حال خویش می‌گویم به او
  58. شمارهٔ ۳۵۸ منفعل دل خودم چند کشد جفای تو
  59. شمارهٔ ۳۵۹ آتشی خواهم دل افسرده را بریان در او
  60. شمارهٔ ۳۶۰ با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو

متن اشعار به نقل از گنجور.