پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۵

هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران

سبزهٔ او هنوز به از گل باغ دیگران

خلق روان به هر طرف بهر سراغ یار من

بیهده من چرا روم بهر سراغ دیگران

رسته گلم ز بام و در جای دگر چرا روم

با گل خود چه می‌کنم سبزهٔ باغ دیگران

من که میسرم شود صافی جام او چرا

در دل خود کنم گره درد ایاغ دیگران

وحشی از او علاج کن سوز درون خویش را

فایده چیست سوختن از تف داغ دیگران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۷ای قامت تو جلوه ده شیوه‌های حسن
  2. شمارهٔ ۳۲۸مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن
  3. شمارهٔ ۳۲۹رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من
  4. شمارهٔ ۳۳۰مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن
  5. شمارهٔ ۳۳۱اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن
  6. شمارهٔ ۳۳۲شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان
  7. شمارهٔ ۳۳۳تغافلها زد اما شد نگاهی عذر خواه من
  8. شمارهٔ ۳۳۴چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.