پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن

این تغافلهای بیش از پیش در کارم مکن

پای برگشتن نخواهم داشت خواهم رفت و ماند

در تماشا گاه دیگر نقش دیوارم مکن

بنده می‌خواهی ز خدمتکار خود غافل مباش

می‌شود ناگه کسی دیگر خریدارم مکن

من که مستم مجلست گر هست و میر مجلسی

بزم خود افسرده خواهی کرد هشیارم مکن

عزت سگ هست در کوی تو وحشی خود چه کرد

گرچه عاشق خوار می‌باید، چنین خوارم مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن
  2. شمارهٔ ۳۲۹رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من
  3. شمارهٔ ۳۳۰مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن
  4. شمارهٔ ۳۳۱اینچنین گر جانب اغیار خواهی داشتن
  5. شمارهٔ ۳۳۲شد صرف عمرم در وفا بیداد جانان همچنان
  6. شمارهٔ ۳۳۳تغافلها زد اما شد نگاهی عذر خواه من
  7. شمارهٔ ۳۳۴چه کم می‌گردد از حشمت بلاگردان نازم کن
  8. شمارهٔ ۳۳۵پیش تو بسی از همه کس خوارترم من
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.