پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

گرچه کردم ذوق‌ها از آشنایی‌های او

انتقام از من کشید آخر جدایی‌های او

اله اله این دل است آن دل که وقتی داشتم

یاد آن اظهار قرب و خودنمایی‌های او

حسرت آن مرغ کز خرم بهاری دور ماند

می‌توان کردن قیاس از بی‌نوایی‌های او

ما و تو هم‌درد و هم‌داغیم ای مرغ چمن

تو ز گل می‌نال و من از بی‌وفایی‌های او

وحشی و امید وصل و امتحان خود به صبر

عاقبت کاری کند صبرآزمایی‌های او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴دل از عشق کهن بگرفت از نو دلستانی کو
  2. شمارهٔ ۳۵۵شد بی‌حساب کشور جانها خراب از او
  3. شمارهٔ ۳۵۶سد خانهٔ دین سوخت به هر رهگذر از تو
  4. شمارهٔ ۳۵۷می‌روم نزدیک و حال خویش می‌گویم به او
  5. شمارهٔ ۳۵۸منفعل دل خودم چند کشد جفای تو
  6. شمارهٔ ۳۵۹آتشی خواهم دل افسرده را بریان در او
  7. شمارهٔ ۳۶۰با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو
  8. شمارهٔ ۳۶۱تند سویم به غضب دید که برخیز و برو
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.