پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۰

با مدعی به صلح بدل گشت جنگ تو

ما را نوید باد ز زخم خدنگ تو

نقش فریب غیر پذیرفت همچو موم

چون نرم گشت آه دل همچو سنگ تو

با ما سبک‌عنان و به غیری گران‌رکاب

رشک‌آور است سخت شتاب و درنگ تو

قانون خود به چنگ مخالف کنم به ساز

چون نیست احتمال رهایی ز چنگ تو

ای تازه‌گل نه گرم جهان دیده‌ای نه سرد

نوعی نما که کم نشود آب و رنگ تو

بدنام عالمیم ز ما احتراز کن

بر ماست حفظ جانب ناموس و ننگ تو

وحشی نشین به خلوت خفاش ک‌آفتات

ناید به کنج کلبهٔ تاریک و تنگ تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۲خوشا در پای او مردن خدایا بخت آنم ده
  2. شمارهٔ ۳۶۳گرفته رنگ ز خون دلم چو لاله پیاله
  3. شمارهٔ ۳۶۴هجر خدایا بس است زود وصالی بده
  4. شمارهٔ ۳۶۵صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده
  5. شمارهٔ ۳۶۶لاله‌اش از سیلیت نیلوفری شد آه آه
  6. شمارهٔ ۳۶۷گذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر مانده
  7. شمارهٔ ۳۶۸ناوکت بر سینهٔ این ناتوان آمد همه
  8. شمارهٔ ۳۶۹بر آن سرم که نیاسایم از مشقت راه
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.