پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

صاف طرب آماده کن ترتیب عشرتخانه ده

بنشین و بنشان غیر را ، پیمانه خور ، پیمانه ده

نقل وفا در بزم نه تا رام گردد مدعی

مرغی که نبود در قفس او را فریب دانه ده

تا گرم گردد هر زمان هنگامه‌ای در کوی تو

طفلان بازی دوست را زنجیر این دیوانه ده

با لاابالی مشربان خوش‌بر سر میدان درآ

دستار را آشفته کن تابی بر آن رندانه ده

گر پیش او گشتی خجل سهل است این خفت بکش

وحشی شکایت تا به کی تخفیف این افسانه ده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷گذشتم از درت بر خاک سد جا چشم تر مانده
  2. شمارهٔ ۳۶۸ناوکت بر سینهٔ این ناتوان آمد همه
  3. شمارهٔ ۳۶۹بر آن سرم که نیاسایم از مشقت راه
  4. شمارهٔ ۳۷۰در این فکرم که خواهی ماند با من مهربان یا نه
  5. شمارهٔ ۳۷۱قلب سپه ماست به یک حمله شکسته
  6. شمارهٔ ۳۷۲آخر ای بیگانه خو ناآشنایی اینهمه
  7. شمارهٔ ۳۷۳سوی بزمت نگذرم از بس که خوارم کرده‌ای
  8. شمارهٔ ۳۷۴شوقیست غالب بر دلم ازنو، به دل جا کرده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.