پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی

وحشی بافقی

غزلیات

۳۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ روزی این بیگانگی بیرون کند از خوی خویش
  2. شمارهٔ ۲۴۲ کردیم نامزد به تو نابود و بود خویش
  3. شمارهٔ ۲۴۳ در مانده‌ام به درد دل بی علاج خویش
  4. شمارهٔ ۲۴۴ بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویش
  5. شمارهٔ ۲۴۵ ما در مقام صبر فشردیم گام خویش
  6. شمارهٔ ۲۴۶ تو و هر روز و بزم عشرت خویش
  7. شمارهٔ ۲۴۷ ریخت خونم را و برد از پیش آن بیداد کیش
  8. شمارهٔ ۲۴۸ الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش
  9. شمارهٔ ۲۴۹ مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش
  10. شمارهٔ ۲۵۰ کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش
  11. شمارهٔ ۲۵۱ با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش
  12. شمارهٔ ۲۵۲ بست زبان شِکوه‌ام، لب به سخن گشادنش
  13. شمارهٔ ۲۵۳ بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش
  14. شمارهٔ ۲۵۴ نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاص
  15. شمارهٔ ۲۵۵ تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلط
  16. شمارهٔ ۲۵۶ بی رخِ جان‌پرورِ جانان مرا از جان چه حظ
  17. شمارهٔ ۲۵۷ قیمتِ اهلِ وفا یار ندانست دریغ
  18. شمارهٔ ۲۵۸ به سودای تو مشغولم ز غوغای جهان فارغ
  19. شمارهٔ ۲۵۹ شمع بزم غیر شد با روی آتشناک، حیف
  20. شمارهٔ ۲۶۰ مستغنی است از همه عالم گدای عشق
  21. شمارهٔ ۲۶۱ مده از خنده فریب و مزن از غمزه خدنگ
  22. شمارهٔ ۲۶۲ تو زمن پرس قدر روز وصال
  23. شمارهٔ ۲۶۳ کی تبسم دور از آن شیرین تکلم می‌کنم
  24. شمارهٔ ۲۶۴ دل باز رست از تو ،ز بند زمانه هم
  25. شمارهٔ ۲۶۵ تا چند به غمخانهٔ حسرت بنشینم
  26. شمارهٔ ۲۶۶ برزن ای دل دامن کوشش که کاری کرده‌ام
  27. شمارهٔ ۲۶۷ هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم
  28. شمارهٔ ۲۶۸ سحر کجاست که فراش جلوه‌گاه توام
  29. شمارهٔ ۲۶۹ ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
  30. شمارهٔ ۲۷۰ عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده‌ایم
  31. شمارهٔ ۲۷۱ من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم
  32. شمارهٔ ۲۷۲ نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
  33. شمارهٔ ۲۷۳ به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم
  34. شمارهٔ ۲۷۴ شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم
  35. شمارهٔ ۲۷۵ این بس که تماشایی بستان تو باشم
  36. شمارهٔ ۲۷۶ بخت آن کو که کشم رخش و سوارش سازم
  37. شمارهٔ ۲۷۷ دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم
  38. شمارهٔ ۲۷۸ مبادا یارب آن روزی که من از چشم یار افتم
  39. شمارهٔ ۲۷۹ آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم
  40. شمارهٔ ۲۸۰ می‌توانم که لب از آب خضر تر نکنم
  41. شمارهٔ ۲۸۱ ما گل به پاسبان گلستان گذاشتیم
  42. شمارهٔ ۲۸۲ ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم
  43. شمارهٔ ۲۸۳ مصلحت دیده چنین صبر که سویش نروم
  44. شمارهٔ ۲۸۴ نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم
  45. شمارهٔ ۲۸۵ چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
  46. شمارهٔ ۲۸۶ در آغاز محبت گر وفا کردی چه می‌کردم
  47. شمارهٔ ۲۸۷ دارد که چون تو پادشهی بنده‌ات شوم
  48. شمارهٔ ۲۸۸ ز کوی آن پری دیوانه رفتم
  49. شمارهٔ ۲۸۹ خوشست آن مه به اغیار آزمودم
  50. شمارهٔ ۲۹۰ از آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارم
  51. شمارهٔ ۲۹۱ انجام حسن او شد پایان عشق من هم
  52. شمارهٔ ۲۹۲ دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم
  53. شمارهٔ ۲۹۳ از تندی خوی تو گهی یاد نکردم
  54. شمارهٔ ۲۹۴ ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم
  55. شمارهٔ ۲۹۵ همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
  56. شمارهٔ ۲۹۶ منفعل گشت بسی دوش چو مستش دیدم
  57. شمارهٔ ۲۹۷ چون طفل اشک پرده در راز نیستم
  58. شمارهٔ ۲۹۸ در آن مجلس که او را همدم اغیار می‌دیدم
  59. شمارهٔ ۲۹۹ دلی و طاقت سد آه آتشین دارم
  60. شمارهٔ ۳۰۰ در راه عشق با دل شیدا فتاده‌ایم

متن اشعار به نقل از گنجور.