پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

می‌توانم که لب از آب خضر تر نکنم

میرم از تشنگی و چشم به کوثر نکنم

شوق یوسف اگرم ثانی یعقوب کند

دارم آن تاب کز او دیده منور نکنم

آن قوی حوصله بازم که اگر حسرت صید

چنگ در جان زندم میل کبوتر نکنم

دارم آن صبر که با چاشنی ذوق مگس

بر لب تنگ شکر دست به شکر نکنم

در جنت بگشا بر رخم ای خازن خلد

که دماغ از گل باغ تو معطر نکنم

حلهٔ نور اگرم حور به اکراه دهد

پیشش اندازم و نستانم و در بر نکنم

وحشی آزردگیی داری و از من داری

من چه کردم که غلط بود که دیگر نکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم
  2. شمارهٔ ۲۸۳مصلحت دیده چنین صبر که سویش نروم
  3. شمارهٔ ۲۸۴نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم
  4. شمارهٔ ۲۸۵چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
  5. شمارهٔ ۲۸۶در آغاز محبت گر وفا کردی چه می‌کردم
  6. شمارهٔ ۲۸۷دارد که چون تو پادشهی بنده‌ات شوم
  7. شمارهٔ ۲۸۸ز کوی آن پری دیوانه رفتم
  8. شمارهٔ ۲۸۹خوشست آن مه به اغیار آزمودم
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.