پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

در آغاز محبت گر وفا کردی چه می‌کردم

دل من برده بنیاد جفا کردی چه می‌کردم

هنوزم مبتلا نا کرده کشت از تیغ استغنا

دلم را گر به لطفی مبتلا کردی چه می‌کردم

نگار آشنا کش دلبر بیگانه سوز من

مرا با خویشتن گر آشنا کردی چه می‌کردم

بجز جور و جفا کردی نکرد آن مه بحمداله

اگر بعد از وفا این کارها کردی چه می‌کردم

شدم آگاه زود از خوی آن بیداد جو وحشی

دلم گر خو به آن شوخ بلا کردی چه می‌کردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸ز کوی آن پری دیوانه رفتم
  2. شمارهٔ ۲۸۹خوشست آن مه به اغیار آزمودم
  3. شمارهٔ ۲۹۰از آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارم
  4. شمارهٔ ۲۹۱انجام حسن او شد پایان عشق من هم
  5. شمارهٔ ۲۹۲دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم
  6. شمارهٔ ۲۹۳از تندی خوی تو گهی یاد نکردم
  7. شمارهٔ ۲۹۴ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم
  8. شمارهٔ ۲۹۵همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.