پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

دارد که چون تو پادشهی بنده‌ات شوم

قربان اختلاط فریبنده‌ات شوم

بیعانهٔ هزار غلام است خنده‌ات

سد بار بندهٔ لب پر خنده‌ات شوم

سد کس به یک نگه فکنی در کمان لطف

شیدایی نگاه پراکنده‌ات شوم

پروانه سوزد از پی سد گام پرتوت

سرگرم شمع عارض تابنده‌ات شوم

خوش اختریست اینکه بر آمد به طالعت

وحشی غلام اختر تابنده‌ات شوم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹خوشست آن مه به اغیار آزمودم
  2. شمارهٔ ۲۹۰از آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارم
  3. شمارهٔ ۲۹۱انجام حسن او شد پایان عشق من هم
  4. شمارهٔ ۲۹۲دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم
  5. شمارهٔ ۲۹۳از تندی خوی تو گهی یاد نکردم
  6. شمارهٔ ۲۹۴ز کمال ناتوانی به لب آمدست جانم
  7. شمارهٔ ۲۹۵همخواب رقیبانی و من تاب ندارم
  8. شمارهٔ ۲۹۶منفعل گشت بسی دوش چو مستش دیدم
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.