پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم

آن خط غلامی که ندادیم دریدیم

در دست نداریم به جز خار ملامت

زان دامن گل کز چمن وصل نچیدیم

این راه نه راهیست عنان بازکش ای دل

دیدی که درین یک دو سه منزل چه کشیدیم

مانند سگ هرزه رو صید ندیده

بیهوده دویدیم و چه بیهود دویدیم

وحشی به فریب همه کس می‌روی از راه

بگذار که ما ساده دلی چون تو ندیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶در آغاز محبت گر وفا کردی چه می‌کردم
  2. شمارهٔ ۲۸۷دارد که چون تو پادشهی بنده‌ات شوم
  3. شمارهٔ ۲۸۸ز کوی آن پری دیوانه رفتم
  4. شمارهٔ ۲۸۹خوشست آن مه به اغیار آزمودم
  5. شمارهٔ ۲۹۰از آن تر شد به خون دیده دامانی که من دارم
  6. شمارهٔ ۲۹۱انجام حسن او شد پایان عشق من هم
  7. شمارهٔ ۲۹۲دور از چمن وصل یکی مرغ اسیرم
  8. شمارهٔ ۲۹۳از تندی خوی تو گهی یاد نکردم
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.