پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۶

برزن ای دل دامن کوشش که کاری کرده‌ام

باز خود را هرزه گرد رهگذاری کرده‌ام

گشته پایم راز دار طول و عرض کوچه‌ای

چشم را جاسوس راه انتظاری کرده ام

می‌کنم پنهان ز خود اما گلم خواهد شکفت

کز دل خود فهم اندک خار خاری کرده‌ام

آب در پیمانه گردانیده‌ام زین درد بیش

در سبوی خود شراب خوشگواری کرده‌ام

ساقیا پیشینه آن دردی که اندر شیشه بود

دیگران را ده که من دفع خماری کرده‌ام

تا چه فرماید غلوی شوق در افشای راز

برخلاف آن به خود حالا قراری کرده‌ام

وحشی از من زین سرود غم بسی خواهد شنید

زانکه خود را بلبل خرم بهاری کرده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۸سحر کجاست که فراش جلوه‌گاه توام
  2. شمارهٔ ۲۶۹ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
  3. شمارهٔ ۲۷۰عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده‌ایم
  4. شمارهٔ ۲۷۱من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم
  5. شمارهٔ ۲۷۲نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
  6. شمارهٔ ۲۷۳به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم
  7. شمارهٔ ۲۷۴شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم
  8. شمارهٔ ۲۷۵این بس که تماشایی بستان تو باشم
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.