پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

تا چند به غمخانهٔ حسرت بنشینم

وقتست که با یار به عشرت بنشینم

بی طاقتیم در ره او می‌رود از حد

کو صبر که در گوشهٔ طاقت بنشینم

تا چند روم از پی او بند کنیدم

باشد که زمانی به فراغت بنشینم

داغ تو مرا شمع صفت سوخت کجایی

مگذار که با اشک ندامت بنشینم

پامال شدم چند چو وحشی به ره غم

از دست تو بر خاک مذلت بنشینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷هر خون که تو دادی چو می ناب کشیدیم
  2. شمارهٔ ۲۶۸سحر کجاست که فراش جلوه‌گاه توام
  3. شمارهٔ ۲۶۹ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم
  4. شمارهٔ ۲۷۰عشق ما پرتو ندارد ما چراغ مرده‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۷۱من این کوشش که در تسخیر آن خودکام می‌کردم
  6. شمارهٔ ۲۷۲نیستیم از دوریت با داغ حرمان نیستیم
  7. شمارهٔ ۲۷۳به آنکه بر سرلطفی مکش ز منت خویشم
  8. شمارهٔ ۲۷۴شد وقت آن دیگر که من ترک شکیبایی کنم
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.