پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

تو و هر روز و بزم عشرت خویش

من و شبها و کنج محنت خویش

منم با محنت روی زمین خوش

نگه دار آسمان گو راحت خویش

ز هجران مردم و بر سر ندیدم

کسی را غیر سنگ تربت خویش

مکش زحمت برای راندن ما

که ما خواهیم بردن زحمت خویش

به زیر تیغ او نالید وحشی

فتادش سربه پیش از خجلت خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸الاهی از میان ناپسندان بر کران دارش
  2. شمارهٔ ۲۴۹مستحق کشتنم خود قائلم زارم بکش
  3. شمارهٔ ۲۵۰کوهکن بر یاد شیرین و لب جان پرورش
  4. شمارهٔ ۲۵۱با جوانی چند در عین وفا می‌بینمش
  5. شمارهٔ ۲۵۲بست زبان شِکوه‌ام، لب به سخن گشادنش
  6. شمارهٔ ۲۵۳بر میان دامن زدن بینند و چابک رفتنش
  7. شمارهٔ ۲۵۴نیستم یک دم ز درد و محنت هجران خلاص
  8. شمارهٔ ۲۵۵تکیه کردم بر وفای او غلط کردم، غلط
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.