پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

دو هفته رفت که ننواختی به نیم نگاهم

هنوز وقت نیامد که بگذری ز گناهم

کرشمه‌ای که نکاهد ز حسن اگر بنوازی

به لطف گاه به گاه و نگاه ماه به ماهم

میان ما و تو سد گونه خشم شد همه بیجا

چنین مکن که مرا عیب می‌کنند و ترا هم

کدام ملک به توفان دهم کدام بسوزم

که فرق تا به قدم سیل اشک و شعلهٔ آهم

فتاده‌ام به رهت چشم و گوش گشته سراپا

بیا که گوش به آواز پا و چشم به راهم

مکن که عیب کنندت ز چون منی چو گریزی

که نیکنامی جاوید از برای تو خواهم

چو وحشی از چمن وصل رستم اول وآخر

سموم بادیهٔ هجر ، زرد کرد گیاهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹آمدم از سرنو بر سر پیوند قدیم
  2. شمارهٔ ۲۸۰می‌توانم که لب از آب خضر تر نکنم
  3. شمارهٔ ۲۸۱ما گل به پاسبان گلستان گذاشتیم
  4. شمارهٔ ۲۸۲ما چو پیمان با کسی بستیم دیگر نشکنیم
  5. شمارهٔ ۲۸۳مصلحت دیده چنین صبر که سویش نروم
  6. شمارهٔ ۲۸۴نفروخته خود را ز غمت باز خریدیم
  7. شمارهٔ ۲۸۵چو خواهم کز ره شوقش دمی بر گرد سر گردم
  8. شمارهٔ ۲۸۶در آغاز محبت گر وفا کردی چه می‌کردم
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.