پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۱

در بزم وصل اگر چه همین در میان منم

چون نیک بنگری ز همه بر کران منم

رنگی ز گل ندارم و بویی ز یاسمن

آری کلیددار در بوستان منم

خار وخس زیاده بر آتش نهاد نیست

گر بوستان حسن ترا باغبان منم

معلوم مهربانی اهل هوس که چیست

بشنو سخن که عاشقم و مهربان منم

ای گل اگر به گفتهٔ وحشی عمل کنی

سد ساله نو بهار خزان را ضمان منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳به استغنات میرم سرو استغنا بلند من
  2. شمارهٔ ۳۲۴آمد آمد حسن در رخش غرور انگیختن
  3. شمارهٔ ۳۲۵هست هنوز ماه من چشم و چراغ دیگران
  4. شمارهٔ ۳۲۶من اگر این بار رفتم ، رفتم آزارم مکن
  5. شمارهٔ ۳۲۷ای قامت تو جلوه ده شیوه‌های حسن
  6. شمارهٔ ۳۲۸مکن مکن لب مارا به شکوه باز مکن
  7. شمارهٔ ۳۲۹رشک می‌بردند شهری بر من و احوال من
  8. شمارهٔ ۳۳۰مرا با خار غم بگذار و گشت باغ و گلشن کن
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.