پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

غزلیات

۵۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۱ بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
  2. شمارهٔ ۳۶۲ شب چو یاد عارض آن شعله قامت می کنم
  3. شمارهٔ ۳۶۳ روی دلی ز مردم عالی نیافتم
  4. شمارهٔ ۳۶۴ قبای خود چو گل امروز پاره پاره کنم
  5. شمارهٔ ۳۶۵ موج جوهر شوم از تیغ زبانت گردم
  6. شمارهٔ ۳۶۶ خم گشت قد و با لب نانی نرسیدیم
  7. شمارهٔ ۳۶۷ بی تو امشب بوی خون می آید از کاشانه ام
  8. شمارهٔ ۳۶۸ نفس عمریست می پیچد مرا در سینه می ترسم
  9. شمارهٔ ۳۶۹ لب گشایی به تکلم ز کلامت گردم
  10. شمارهٔ ۳۷۰ بنده مرحمت چشم سیاهت گردم
  11. شمارهٔ ۳۷۱ می روم هر سو سراغ دل ز مردم می کنم
  12. شمارهٔ ۳۷۲ صبا آورد دوش از میر عالی نامه‌ای سویم
  13. شمارهٔ ۳۷۳ ز شهر از دست تو امروز ای گل پیرهن رفتم
  14. شمارهٔ ۳۷۴ روی دلی از آن بت سرکش نیافتم
  15. شمارهٔ ۳۷۵ اشکیم تازه شور ز زمزم کشیده ایم
  16. شمارهٔ ۳۷۶ یار سرکش را به زور ناله همدم کرده ایم
  17. شمارهٔ ۳۷۷ از آن روزی که دور افتاد زان زلف دو تا دستم
  18. شمارهٔ ۳۷۸ پژمرده شد به دل گل داغی که داشتم
  19. شمارهٔ ۳۷۹ گردبادم خاک در چشم چراغت می کنم
  20. شمارهٔ ۳۸۰ یاد آن شبها که در بزمت فراغت داشتم
  21. شمارهٔ ۳۸۱ بهر سوغای عزیزان جان ز تن بیرون کنم
  22. شمارهٔ ۳۸۲ خشک است ز بی مهریی ایام دماغم
  23. شمارهٔ ۳۸۳ تا به کوی آن نگار سیمبر جا کرده ام
  24. شمارهٔ ۳۸۴ شده چون سایه از بس خاکساری جزو اعضایم
  25. شمارهٔ ۳۸۵ شبی که بوی گلت از هوا سراغ کنم
  26. شمارهٔ ۳۸۶ بر زمین مانند اشک از چشم تر افتاده ام
  27. شمارهٔ ۳۸۷ چهره افروخت چو گل بهر تماشا رفتم
  28. شمارهٔ ۳۸۸ به کویت از سر خود سجده مقبل نمی دانم
  29. شمارهٔ ۳۸۹ از چمن افغان کنان بیرون چو بلبل می روم
  30. شمارهٔ ۳۹۰ داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم
  31. شمارهٔ ۳۹۱ یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتم
  32. شمارهٔ ۳۹۲ دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
  33. شمارهٔ ۳۹۳ روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانم
  34. شمارهٔ ۳۹۴ به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم
  35. شمارهٔ ۳۹۵ شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم
  36. شمارهٔ ۳۹۶ به گلزاری که در وی سرو قدی نیست خاموشم
  37. شمارهٔ ۳۹۷ خبر می گوید از راز درون لبهای خاموشم
  38. شمارهٔ ۳۹۸ تا گرفتم خو به سحر نرگسش جادو شدم
  39. شمارهٔ ۳۹۹ از سر کوی تو با صد حسرت ای گل می روم
  40. شمارهٔ ۴۰۰ گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم
  41. شمارهٔ ۴۰۱ صبا از خنده آن گل حدیثی گفت در گوشم
  42. شمارهٔ ۴۰۲ در دل امشب شورشی چون صبح محشر داشتیم
  43. شمارهٔ ۴۰۳ از عدم جسم خراب و رنگ زرد آورده ام
  44. شمارهٔ ۴۰۴ بی خود شدم از زلف دو تا کام گرفتم
  45. شمارهٔ ۴۰۵ دل را اسیر خط بناگوش کرده ام
  46. شمارهٔ ۴۰۶ خوش آن مستی که درد و داغ خود را چاره می کردم
  47. شمارهٔ ۴۰۷ دری گشاده نگردد اگر گدای شوم
  48. شمارهٔ ۴۰۸ امشب از مستی به پای خم چو خشت افتاده ام
  49. شمارهٔ ۴۰۹ اشک چشم شبنمم در حسرت روی گلم
  50. شمارهٔ ۴۱۰ بس که چون شبنم سری دارد به عریانی تنم
  51. شمارهٔ ۴۱۱ می کند پهلو تهی کنج غم از تنهائیم
  52. شمارهٔ ۴۱۲ در چمن از گریه آبی بر رخ گل می زنم
  53. شمارهٔ ۴۱۳ گوشه چشم تو تا افتاد بر کاشانه ام
  54. شمارهٔ ۴۱۴ بی تو امشب سوخت از تب استخوان پیکرم
  55. شمارهٔ ۴۱۵ بی تو امشب بس که احوال خرابی داشتم
  56. شمارهٔ ۴۱۶ ساقی ز حدیث می و پیمانه گذشتیم
  57. شمارهٔ ۴۱۷ چون گل تمام داغم و خرم نشسته ام
  58. شمارهٔ ۴۱۸ نسیم صبح پیامی رساند در گوشم
  59. شمارهٔ ۴۱۹ شبنمم پهلو به روی بستر گل می زنم
  60. شمارهٔ ۴۲۰ بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنم

متن اشعار به نقل از گنجور.