فهرست اشعار
- شمارهٔ ۳۶۱ بر خاک ریخت جام شرابی که داشتم
- شمارهٔ ۳۶۲ شب چو یاد عارض آن شعله قامت می کنم
- شمارهٔ ۳۶۳ روی دلی ز مردم عالی نیافتم
- شمارهٔ ۳۶۴ قبای خود چو گل امروز پاره پاره کنم
- شمارهٔ ۳۶۵ موج جوهر شوم از تیغ زبانت گردم
- شمارهٔ ۳۶۶ خم گشت قد و با لب نانی نرسیدیم
- شمارهٔ ۳۶۷ بی تو امشب بوی خون می آید از کاشانه ام
- شمارهٔ ۳۶۸ نفس عمریست می پیچد مرا در سینه می ترسم
- شمارهٔ ۳۶۹ لب گشایی به تکلم ز کلامت گردم
- شمارهٔ ۳۷۰ بنده مرحمت چشم سیاهت گردم
- شمارهٔ ۳۷۱ می روم هر سو سراغ دل ز مردم می کنم
- شمارهٔ ۳۷۲ صبا آورد دوش از میر عالی نامهای سویم
- شمارهٔ ۳۷۳ ز شهر از دست تو امروز ای گل پیرهن رفتم
- شمارهٔ ۳۷۴ روی دلی از آن بت سرکش نیافتم
- شمارهٔ ۳۷۵ اشکیم تازه شور ز زمزم کشیده ایم
- شمارهٔ ۳۷۶ یار سرکش را به زور ناله همدم کرده ایم
- شمارهٔ ۳۷۷ از آن روزی که دور افتاد زان زلف دو تا دستم
- شمارهٔ ۳۷۸ پژمرده شد به دل گل داغی که داشتم
- شمارهٔ ۳۷۹ گردبادم خاک در چشم چراغت می کنم
- شمارهٔ ۳۸۰ یاد آن شبها که در بزمت فراغت داشتم
- شمارهٔ ۳۸۱ بهر سوغای عزیزان جان ز تن بیرون کنم
- شمارهٔ ۳۸۲ خشک است ز بی مهریی ایام دماغم
- شمارهٔ ۳۸۳ تا به کوی آن نگار سیمبر جا کرده ام
- شمارهٔ ۳۸۴ شده چون سایه از بس خاکساری جزو اعضایم
- شمارهٔ ۳۸۵ شبی که بوی گلت از هوا سراغ کنم
- شمارهٔ ۳۸۶ بر زمین مانند اشک از چشم تر افتاده ام
- شمارهٔ ۳۸۷ چهره افروخت چو گل بهر تماشا رفتم
- شمارهٔ ۳۸۸ به کویت از سر خود سجده مقبل نمی دانم
- شمارهٔ ۳۸۹ از چمن افغان کنان بیرون چو بلبل می روم
- شمارهٔ ۳۹۰ داغ هر جا گل کند پا تکیه دل می کنم
- شمارهٔ ۳۹۱ یاد آن شبها که در بر گلعذاری داشتم
- شمارهٔ ۳۹۲ دل دیوانه خود را نشان کردم ندانستم
- شمارهٔ ۳۹۳ روم از جای با اندک نسیمی گرد را مانم
- شمارهٔ ۳۹۴ به گلشن رفتم و بی رویت آغاز جنون کردم
- شمارهٔ ۳۹۵ شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم
- شمارهٔ ۳۹۶ به گلزاری که در وی سرو قدی نیست خاموشم
- شمارهٔ ۳۹۷ خبر می گوید از راز درون لبهای خاموشم
- شمارهٔ ۳۹۸ تا گرفتم خو به سحر نرگسش جادو شدم
- شمارهٔ ۳۹۹ از سر کوی تو با صد حسرت ای گل می روم
- شمارهٔ ۴۰۰ گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم
- شمارهٔ ۴۰۱ صبا از خنده آن گل حدیثی گفت در گوشم
- شمارهٔ ۴۰۲ در دل امشب شورشی چون صبح محشر داشتیم
- شمارهٔ ۴۰۳ از عدم جسم خراب و رنگ زرد آورده ام
- شمارهٔ ۴۰۴ بی خود شدم از زلف دو تا کام گرفتم
- شمارهٔ ۴۰۵ دل را اسیر خط بناگوش کرده ام
- شمارهٔ ۴۰۶ خوش آن مستی که درد و داغ خود را چاره می کردم
- شمارهٔ ۴۰۷ دری گشاده نگردد اگر گدای شوم
- شمارهٔ ۴۰۸ امشب از مستی به پای خم چو خشت افتاده ام
- شمارهٔ ۴۰۹ اشک چشم شبنمم در حسرت روی گلم
- شمارهٔ ۴۱۰ بس که چون شبنم سری دارد به عریانی تنم
- شمارهٔ ۴۱۱ می کند پهلو تهی کنج غم از تنهائیم
- شمارهٔ ۴۱۲ در چمن از گریه آبی بر رخ گل می زنم
- شمارهٔ ۴۱۳ گوشه چشم تو تا افتاد بر کاشانه ام
- شمارهٔ ۴۱۴ بی تو امشب سوخت از تب استخوان پیکرم
- شمارهٔ ۴۱۵ بی تو امشب بس که احوال خرابی داشتم
- شمارهٔ ۴۱۶ ساقی ز حدیث می و پیمانه گذشتیم
- شمارهٔ ۴۱۷ چون گل تمام داغم و خرم نشسته ام
- شمارهٔ ۴۱۸ نسیم صبح پیامی رساند در گوشم
- شمارهٔ ۴۱۹ شبنمم پهلو به روی بستر گل می زنم
- شمارهٔ ۴۲۰ بی جمالت در گلستان چاک چون گل می زنم
متن اشعار به نقل از گنجور.