پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

موج جوهر شوم از تیغ زبانت گردم

چون خط پشت لب از گرد دهانت گردم

از خجالت نتوانم به تو نزدیک شدن

چون تهیدست بر اطراف دکانت گردم

گر نشینی به چنین پای تو را بوسه زنم

در خرامی ز سر سرو روانت گردم

به سر خود دهن تلخ مرا شیرین کن

تا به کی از سر انگور کشانت کردم

بر کمر تیغ پی کشتنم آویخته یی

پا ز سر کرده ز شمشیر میانت گردم

گوشه ابرو و مژگان تو را بنده شوم

جان سپر ساخته از تیر و کمانت گردم

سیدا را جگر ریش به ناصور رساند

از خط پشت لب مشک فشانت گردم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷بی تو امشب بوی خون می آید از کاشانه ام
  2. شمارهٔ ۳۶۸نفس عمریست می پیچد مرا در سینه می ترسم
  3. شمارهٔ ۳۶۹لب گشایی به تکلم ز کلامت گردم
  4. شمارهٔ ۳۷۰بنده مرحمت چشم سیاهت گردم
  5. شمارهٔ ۳۷۱می روم هر سو سراغ دل ز مردم می کنم
  6. شمارهٔ ۳۷۲صبا آورد دوش از میر عالی نامه‌ای سویم
  7. شمارهٔ ۳۷۳ز شهر از دست تو امروز ای گل پیرهن رفتم
  8. شمارهٔ ۳۷۴روی دلی از آن بت سرکش نیافتم
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.