پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

غزلیات

۵۶۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ خداوندا بشوی از گرد بدنامی جبینم را
  2. شمارهٔ ۲ خداوندا رهایی ده ز بند درد پایم را
  3. شمارهٔ ۳ یارب از پیمانه صحبت شرابی ده مرا
  4. شمارهٔ ۴ ز رخ گر آن پری رو دور گرداند نقابش را
  5. شمارهٔ ۵ شاد کن از وصل یارب جان افگار مرا
  6. شمارهٔ ۶ به ابروی تو قسم یاد می کند دل ما
  7. شمارهٔ ۷ ز بیتابی گریزانست جان دردمند ما
  8. شمارهٔ ۸ ای محو رنگ و روی تو جان خراب ما
  9. شمارهٔ ۹ غنچه خسبی باشد از سیر چمن آئین ما
  10. شمارهٔ ۱۰ ز خون دل شده رنگین دو دیده تر ما
  11. شمارهٔ ۱۱ دم صبح است ای ساقی ز رو بردار برقع را
  12. شمارهٔ ۱۲ زهی فراش زلف عنبرینت طره شب‌ها
  13. شمارهٔ ۱۳ چشم یارم خواب و سنگین است بیداری مرا
  14. شمارهٔ ۱۴ ای شمع سوی خانه من بی طلب بیا
  15. شمارهٔ ۱۵ ز غنچه دل ما بی خبر بود گل ما
  16. شمارهٔ ۱۶ نرم شد از خواب غفلت بستر سنگین ما
  17. شمارهٔ ۱۷ ای فرش بوی سنبل زلفت دماغ‌ها
  18. شمارهٔ ۱۸ ای بی‌لب تو خشک دهانِ پیاله‌ها
  19. شمارهٔ ۱۹ مده چون بوالهوس در سینه جا عشق مجازی را
  20. شمارهٔ ۲۰ به سوی کلبه ام ای آفت زمانه بیا
  21. شمارهٔ ۲۱ اگر قامت برافرازی زمین را جان شود پیدا
  22. شمارهٔ ۲۲ بی‌لبت شد سنگباران بر لب پیمانه‌ها
  23. شمارهٔ ۲۳ بر سر بالینم ای خضر مسیحا دم بیا
  24. شمارهٔ ۲۴ کوه پهلو بر زمین ماند ز بار درد ما
  25. شمارهٔ ۲۵ ای بهارت را گل خودرو گریبان‌پاره‌ها
  26. شمارهٔ ۲۶ گاهی به چشم لطف مه من بوبین مرا
  27. شمارهٔ ۲۷ ز ناله منع مکن عاشق بلاکش را
  28. شمارهٔ ۲۸ نیست آزار کسی در دل غم پیشه ما
  29. شمارهٔ ۲۹ حرص افزون می شود از مرگ ما افلاک را
  30. شمارهٔ ۳۰ سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را
  31. شمارهٔ ۳۱ می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما
  32. شمارهٔ ۳۲ قبا کشیده به بر قامت بلند تو را
  33. شمارهٔ ۳۳ چه باشد گر بگیری دست چون من ناتوانی را
  34. شمارهٔ ۳۴ تا جلوه عنان تو برداست هوش ما
  35. شمارهٔ ۳۵ خون می چکد چو غنچه گل از سخن مرا
  36. شمارهٔ ۳۶ تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا
  37. شمارهٔ ۳۷ ز بخت تیره بود تازه داغ لاله ما
  38. شمارهٔ ۳۸ بر داغ غوطه زد دل عشرت سرشت ما
  39. شمارهٔ ۳۹ می دهد هر دم فریب آن نرگس جادو مرا
  40. شمارهٔ ۴۰ ای خط سبزت بهار محشر آواره‌ها
  41. شمارهٔ ۴۱ هجرش آخر کرد خرم جان افگار مرا
  42. شمارهٔ ۴۲ ای به یادت چشمه زمزم در کاشانه‌ها
  43. شمارهٔ ۴۳ مشعل طور تجلیست دل انور ما
  44. شمارهٔ ۴۴ جانب ما دیده را وا کرده پوشیدن چرا
  45. شمارهٔ ۴۵ ز برق تیغ ابرویت فتاد آتش به کشورها
  46. شمارهٔ ۴۶ ای ز رویت درگرفته شمع‌ها در خانه‌ها
  47. شمارهٔ ۴۷ ماه من مست شراب ناب می بینم تو را
  48. شمارهٔ ۴۸ ای خاکمال سرو روان تو آب‌ها
  49. شمارهٔ ۴۹ نیست از تسبیح سیری سبحه زهاد را
  50. شمارهٔ ۵۰ خال لبت نشانده در آتش خلیل را
  51. شمارهٔ ۵۱ در دل ما گر نمی آیی به چشم ما بیا
  52. شمارهٔ ۵۲ نو خط من از پی دلهای بی حاصل بیا
  53. شمارهٔ ۵۳ به حرف غیر می خواهی تو آزار دل ما را
  54. شمارهٔ ۵۴ ز خونم بعد کشتن شورش محشر شود پیدا
  55. شمارهٔ ۵۵ با بد و نیک جهان از بسکه همدوشیم ما
  56. شمارهٔ ۵۶ فتاده گوشه چشم تو تا به خانه ما
  57. شمارهٔ ۵۷ یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا
  58. شمارهٔ ۵۸ رویت گل سرسبد لاله زارها
  59. شمارهٔ ۵۹ خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما
  60. شمارهٔ ۶۰ هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را

متن اشعار به نقل از گنجور.