پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵

ز برق تیغ ابرویت فتاد آتش به کشورها

مه نو گشت میل آتشین در چشم اخترها

گرفتار تن خاکیست روح از پستی همت

به دام افتاده است این مرغ از کوتاهی پرها

ندارد مادر از تأدیب فرزند خود آسایش

صدف را سینه پر نم می گذارد حفظ گوهرها

نباشد رونقی در عهد ما کامل عیاران را

نهان در پرده زنگار گردیدند جوهر ها

ز نخل خشک آخر بهره می گیرند حق گویان

به مقصد می رساند واعظان را چوب منبرها

شود احوال من معلوم او از جبهه قاصد

بود مکتوب من منقوش بر بال کبوترها

به جای آب مردم بس که خون یکدگر خوردند

حباب آسا شدند از مغز خالی کاسه سرها

ز ارباب طمع خوان کریمان تخته بندی شد

کشادی نیست بر روی کسی دیگر از این درها

نباشد جز تردد روزیی دنیاپرستان را

به زیر بار ناکامی بمیرند آخر این خرها

به روی اهل عالم سفره خود پهن اگر سازی

شود روز قیامت بر سرت بر پای چادرها

گدازد خون گرمم سیدا مژگان خوبان را

به قتل من چو برگ بید می لرزند خنجرها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷ماه من مست شراب ناب می بینم تو را
  2. شمارهٔ ۴۸ای خاکمال سرو روان تو آب‌ها
  3. شمارهٔ ۴۹نیست از تسبیح سیری سبحه زهاد را
  4. شمارهٔ ۵۰خال لبت نشانده در آتش خلیل را
  5. شمارهٔ ۵۱در دل ما گر نمی آیی به چشم ما بیا
  6. شمارهٔ ۵۲نو خط من از پی دلهای بی حاصل بیا
  7. شمارهٔ ۵۳به حرف غیر می خواهی تو آزار دل ما را
  8. شمارهٔ ۵۴ز خونم بعد کشتن شورش محشر شود پیدا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.