پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴

جانب ما دیده را وا کرده پوشیدن چرا

آشنایی کردن و بیگانه گردیدن چرا

چرخ را در ناله آرد تیر آه خستگان

از نظر افتادگان را دیر پرسیدن چرا

سرمه بیگانه را در چشم خود جا داده یی

اینقدر از آشنایی دور گردیدن چرا

خفتگان خاک را یاد رقیبان داغ کرد

دوستان از یکدگر بیهوده رنجیدن چرا

استماع صد سخن از خار چون گل می کنی

یک سخن از عندلیب خویش نشنیدن چرا

از غم موی میان نازک او سیدا

سنبل آسا اینقدر بر خویش پیچیدن چرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶ای ز رویت درگرفته شمع‌ها در خانه‌ها
  2. شمارهٔ ۴۷ماه من مست شراب ناب می بینم تو را
  3. شمارهٔ ۴۸ای خاکمال سرو روان تو آب‌ها
  4. شمارهٔ ۴۹نیست از تسبیح سیری سبحه زهاد را
  5. شمارهٔ ۵۰خال لبت نشانده در آتش خلیل را
  6. شمارهٔ ۵۱در دل ما گر نمی آیی به چشم ما بیا
  7. شمارهٔ ۵۲نو خط من از پی دلهای بی حاصل بیا
  8. شمارهٔ ۵۳به حرف غیر می خواهی تو آزار دل ما را
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.