پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

خال لبت نشانده در آتش خلیل را

زلف تو بسته بال و پر جبرئیل را

ارباب حرص اهل طعم را خورد به چشم

باشد حلال خون گدایان بخیل را

سیلاب گریه کوه گنه را برد ز جا

فرعون سد ره نشود رود نیل را

از صورت بزرگ مروت طمع مدار

تنگ آفریده دست قضا چشم پیل را

تدبیر عقل راه نیابد به کوی عشق

سازند منع بی سند اینجا دلیل را

از وصل یار کام گرفتیم سیدا

بردیم زین محیط در بی عدیل را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲نو خط من از پی دلهای بی حاصل بیا
  2. شمارهٔ ۵۳به حرف غیر می خواهی تو آزار دل ما را
  3. شمارهٔ ۵۴ز خونم بعد کشتن شورش محشر شود پیدا
  4. شمارهٔ ۵۵با بد و نیک جهان از بسکه همدوشیم ما
  5. شمارهٔ ۵۶فتاده گوشه چشم تو تا به خانه ما
  6. شمارهٔ ۵۷یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا
  7. شمارهٔ ۵۸رویت گل سرسبد لاله زارها
  8. شمارهٔ ۵۹خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.