پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴

ز خونم بعد کشتن شورش محشر شود پیدا

چو بر خاک اوفتد یکدانه چندی سر شود پیدا

به شستشو لباس بدقماش اطلس نمی گردد

به صیقل کی ز تیغ آهنین جوهر شود پیدا

به دیوار قفس تا رخنه ها دیدیم یقینم شد

که یک در بسته گردد صد در دیگر شود پیدا

اگر امروز دست خود به نان دادن علم سازی

ز خورشید قیامت بر سرت چادر شود پیدا

شود چون شعله گردنکش به اندک تقویت ظالم

به آتش از خس و خاشاک بال و پر شود پیدا

به اندک رتبه ته چوبکاری فخر می سازی

بود معراج واعظ هر کجا منبر شود پیدا

اگر در راه حق ای سیدا با صدق رو آری

تو را چون خضر از ریگ روان رهبر شود پیدا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۶فتاده گوشه چشم تو تا به خانه ما
  2. شمارهٔ ۵۷یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا
  3. شمارهٔ ۵۸رویت گل سرسبد لاله زارها
  4. شمارهٔ ۵۹خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما
  5. شمارهٔ ۶۰هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را
  6. شمارهٔ ۶۱تا به آن گلگون قبا چون سایه همدوشیم ما
  7. شمارهٔ ۶۲به گلشن چون برافروزد ز می رخسار چون گل را
  8. شمارهٔ ۶۳غبار گرد بادم توتیای چشم اخترها
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.