پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶

فتاده گوشه چشم تو تا به خانه ما

دکان سرمه فروش است آستانه ما

دماغ بلبل ما بس که نازک افتادست

به شاخ نکهت گل باشد آشیانه ما

بر آسمان نبود کهکشان که می بینی

به روی چرخ بود زخم تازیانه ما

حدیث زلف تو تقریر کی توان کردن

شکسته است چو خطت زبان شانه ما

شکسته ایم سر نفس و گردن شیطان

ز آسیا شده بیرون درست دانه ما

کسی که خیره نظر سیدا چو شبنم شد

به روی سبزه و گل پرورد زمانه ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸رویت گل سرسبد لاله زارها
  2. شمارهٔ ۵۹خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما
  3. شمارهٔ ۶۰هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را
  4. شمارهٔ ۶۱تا به آن گلگون قبا چون سایه همدوشیم ما
  5. شمارهٔ ۶۲به گلشن چون برافروزد ز می رخسار چون گل را
  6. شمارهٔ ۶۳غبار گرد بادم توتیای چشم اخترها
  7. شمارهٔ ۶۴ای بهار لطف تو آبروی بستان‌ها
  8. شمارهٔ ۶۵بود منعم عزیز کشور و آزاد خوار اینجا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.