پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

بود منعم عزیز کشور و آزاد خوار اینجا

ز سرو باغ رعناتر درخت میوه‌دار اینجا

در آغاز محبت عاشق از مردن نیندیشد

زند خود را به کام شیر طفل نی‌سوار اینجا

خداجو را سحرخیزی شود افزونتر از پیری

در ایام خزان گلدسته می بندد بهار اینجا

علمهای تو را فردا گواهانند در محشر

مکن آزرده از خود خاطر لیل و نهار اینجا

ز زهرِ چشم، ارباب طمع را نیست اندیشه

کنند این قوم میل سرمه از مژگان مار اینجا

سواد بید مجنون بهتر از زنجیر مجنون را

بود از دستِ گیرا نازنین‌تر رعشه‌دار اینجا

به بیرویی توان از اهل دنیا بهره‌ور گشتن

ز طفلان شکوه‌ها دارد درخت میوه‌دار اینجا

بود کار تو یارب در دو عالم پرده پوشیدن

مکن محجوب آنجا و مگردان شرمسار اینجا

نباشد ره به بزم خلوت ما هرزه گویان را

سر منصور سیلی می‌خورد از پای دار اینجا

ز بزم شعر نبود بهره‌ای افسرده طبعان را

بود کلک سخن پرداز چون شمع مزار اینجا

به ملک اصفهان و هند می‌خوانند اشعارم

ز ترکستانم و هرگز ندارم اعتبار اینجا

نباشد با فَش و مسواک زاهد هیچ تأثیری

نیندیشد کسی از کوکب دنباله دار اینجا

خط و زلفش کمر بربسته‌اند از بهر خون من

حذر کن سیدا از اتفاق مور و مار اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷خدایا تازه کن چون شمع مغز استخوانم را
  2. شمارهٔ ۶۸خداوندا مده از جوی غفلت آب تاکم را
  3. شمارهٔ ۶۹در آغوشم چو می‌آیی میان بهر خدا بگشا
  4. شمارهٔ ۷۰از خزان محفوظ کن یارب گلستان مرا
  5. شمارهٔ ۷۱ز داغ دل مزین ساختم پروانه خود را
  6. شمارهٔ ۷۲خط رخسار تو شبها برد از هوش مرا
  7. شمارهٔ ۷۳یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا
  8. شمارهٔ ۷۴دل را اسیر دام بلا می کنیم ما
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.