پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

دل را اسیر دام بلا می کنیم ما

کاری که می کنیم بجا می کنیم ما

ما را به کعبه راهبری احتیاج نیست

ابروی یار قبله نما می کنیم ما

امید خود به چرخ سیه کاسه می بریم

چشم طمع به دست گدا می کنیم ما

از کو تهیست دامن ما پاک همچو گل

اندیشه کی ز روز جزا می کنیم ما

ای سیدا به گرد خرامش نمی رسیم

خود را اگر چه باد صبا می کنیم ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶گرفتم گوشه‌ای امروز از درها دویدن‌ها
  2. شمارهٔ ۷۷ای نگاهت متکای جان به غارت داده‌ها
  3. شمارهٔ ۷۸ز چشمم قمریان دارند تعلیم پریدن‌ها
  4. شمارهٔ ۷۹ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا
  5. شمارهٔ ۸۰زد بر زمین چو نقش قدم آسمان مرا
  6. شمارهٔ ۸۱غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا
  7. شمارهٔ ۸۲بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا
  8. شمارهٔ ۸۳خانه بر دوشم پریشان کو وطن دارد مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.