پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۷۶

گرفتم گوشه‌ای امروز از درها دویدن‌ها

کمان حلقه شد پشت عصایم از خمیدن‌ها

چو گل از سفره ارباب دولت خون دل خوردم

نصیب من نشد چون غنچه غیر از لب گزیدن‌ها

قناعت پیشگان لب تر نمی‌سازند از دریا

نیفتد ماهی تصویر در دام تپیدن‌ها

به یک پرواز کردن در قفس انداختم خود را

بحمدالله که فارغ‌بالم از بیجا پریدن‌ها

نمی‌سازد گران‌پایی طمع را کنده زانو

حریفان را برد در چاه زندان آرمیدن‌ها

ز کار افتاده است انگشت‌ها چون پنجه شانه

شکسته تا به بازو ستم از دامن کشیدن‌ها

ز اهل روزگار ای سیدا نشنیده‌ام حرفی

گرانی می‌کند امروز گوشم از شنیدن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۸ز چشمم قمریان دارند تعلیم پریدن‌ها
  2. شمارهٔ ۷۹ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا
  3. شمارهٔ ۸۰زد بر زمین چو نقش قدم آسمان مرا
  4. شمارهٔ ۸۱غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا
  5. شمارهٔ ۸۲بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا
  6. شمارهٔ ۸۳خانه بر دوشم پریشان کو وطن دارد مرا
  7. شمارهٔ ۸۴بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مرا
  8. شمارهٔ ۸۵مرغ بی بالم گلستان کی هوس باشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.