پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا

خار در پیراهن آن گل پیراهن دارد مرا

تا حدیثی از لب او در قلم آورده ام

در میان طوطیان شیرین سخن دارد مرا

آدمی را میوه فردوس می سازد جوان

تازه و تر یاد آن سیب ذقن دارد مرا

بود همچون پسته از نعمت لبالب خانه ام

تنگ روزی آرزوی آن دهن دارد مرا

خط مشکینش مرا با چشم او کرد آشنا

تربیت امروز آهوی ختن دارد مرا

از خود آن یوسف چو یعقوبم نمی سازد جدا

در بغل پنهان چو بوی پیرهن دارد مرا

کاکل مشکین پریشان کرده در بزمم رسید

بر سر خود نامه‌ای بر هم زدن دارد مرا

می رود هر جا چو شمع و خانه روشن می کند

مضطرب پروانه یی در انجمن دارد مرا

سیدا خطش جواب بوسه تا آورده است

مهر خاموشی به لب او در دهن دارد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مرا
  2. شمارهٔ ۸۵مرغ بی بالم گلستان کی هوس باشد مرا
  3. شمارهٔ ۸۶ناله کردن بر سر کویش هوس باشد مرا
  4. شمارهٔ ۸۷سبزه خطش کشیده در کنار آئینه را
  5. شمارهٔ ۸۸در نظر روزی که آرد آن نگار آئینه را
  6. شمارهٔ ۸۹هر که آرد در نظر آن پر حجاب آئینه را
  7. شمارهٔ ۹۰خانه بر دوشم دو زانو متکا باشد مرا
  8. شمارهٔ ۹۱ای خرامت را ثناگو همچو قمری هوش‌ها
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.