پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۸۶

ناله کردن بر سر کویش هوس باشد مرا

می نهم لب بر لب نی تا نفس باشد مرا

بر طواف کعبه کویش به پهلو می روم

نقش پا گیراتر از دست عسس باشد مرا

بر دلم رحمی کن ای صیاد از خونم گذر

صحبت گرمی به مرغ این قفس باشد مرا

در تماشای شکرگاهی که خوابم می برد

سایه بانها بر سر از بال مگس باشد مرا

می روم در گلستان و کوس رحلت می زنم

خنده هر غنچه یی بانگ جرس باشد مرا

بر رفوگر چشم کی دوزد قبای پاره ام

گر به سوزن رشته داری دسترس باشد مرا

می روم شبها که سر در آستان او نهم

سایه دیوارکوبی او عسس باشد مرا

خار و خس آیند بهر پای بوسی خانه خیز

آشنا گر شعله آتش نفس باشد مرا

کی رسم بر آرزوهای دل خود سیدا

میوه باغ تمنا نیمرس باشد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۸در نظر روزی که آرد آن نگار آئینه را
  2. شمارهٔ ۸۹هر که آرد در نظر آن پر حجاب آئینه را
  3. شمارهٔ ۹۰خانه بر دوشم دو زانو متکا باشد مرا
  4. شمارهٔ ۹۱ای خرامت را ثناگو همچو قمری هوش‌ها
  5. شمارهٔ ۹۲غنچه دارم در بغل گر مشت زر باشد مرا
  6. شمارهٔ ۹۳نرگس و بادام بی او چشم بد باشد مرا
  7. شمارهٔ ۹۴خانه بر دوشم کلید رزق ها باشد مرا
  8. شمارهٔ ۹۵مزرع خشکم نظر بر آسمان باشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.