پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

خانه بر دوشم کلید رزق ها باشد مرا

گردبادم گردش سرآسیا باشد مرا

کلفتی گر رو دهد سر در گریبان می کشم

چاکها در جیب محراب دعا باشد مرا

خیمه بر پا کرده ام بر روی دریا چون حباب

روزیی هر روزه از موج هوا باشد مرا

ابر بی باران ز دریا می کشد شرمندگی

چشم بی نم کاسه دست گدا باشد مرا

می دهد کلکم پس از من هرزه گویان را جواب

همچو نافرمان زبانی در قفا باشد مرا

برگ کاهی هم نمی آید ز سوی کهکشان

با وجود آنکه رنگ کهربا باشد مرا

دزد هرگز در کمین خانه درویش نیست

پیرهن در بر ز نقش بوریا باشد مرا

دل مشبک گشته در تن از هجوم آرزو

این زره تا چند در زیر قبا باشد مرا

سوی بازار خریداران نمی سازد گذر

در دکان از بس متاع بی بها باشد مرا

از قناعت سیدا عمر ابد دارم امید

آبرو سرچشمه آب بقا باشد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶گردبادم دامن صحرا وطن باشد مرا
  2. شمارهٔ ۹۷گل نیم در بر لباس محترم باشد مرا
  3. شمارهٔ ۹۸شمعم و هرگز نمی سازد کسی روشن مرا
  4. شمارهٔ ۹۹پیرم و بار گران بر کف عصا باشد مرا
  5. شمارهٔ ۱۰۰در بهار از فاقه رنگ زعفران باشد مرا
  6. شمارهٔ ۱۰۱تیغ ابرویش اگر مد نظر باشد مرا
  7. شمارهٔ ۱۰۲بهر روزی آسمان کردست سرگردان مرا
  8. شمارهٔ ۱۰۳می کند سرو از حد غماز بازار مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.