پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

گل نیم در بر لباس محترم باشد مرا

سرو و باغم جامه از برگ کرم باشد مرا

اهل دنیا گر به سوی خانه تکلیفم کنند

قطع ره کردن بیابان عدم باشد مرا

چون صدف با قطره آبی قناعت می کنم

از فلک سالی اگر امید نم باشد مرا

سفره منعم بود زنجیر پای آرزو

بام زندان خانه اهل کرم باشد مرا

هر که بر سر وقتم آید می کنم او را نثار

همچو گل گر دامنی پر از درم باشد مرا

نامه ام را حاجیان با دیده خود می برند

خامه از مژگان آهوی حرم باشد مرا

می کشد شرمندگی حمال از پشت دو تا

سد راه آرزوها قد خم باشد مرا

غنچه ام کردم به اندک التفاتی تازه روی

انتظاری بر نسیم صبحدم باشد مرا

شاخ نخل پرثمر در بوستان باشد دو تا

روز حشر امیدها از پشت خم باشد مرا

احتیاج شاه از درویش باشد بیشتر

کاسه دست گدایی جام جم باشد مرا

از چمن گر بوی گل آید نمی جنبم ز جا

همنشین تا خامه مشکین رقم باشد مرا

پیرو آزادگان آسوده است از زخم خار

در بیابان کفش پا نقش قدم باشد مرا

غنچه خسبم خود ز جا برخیزم و خود وا شوم

تا کی امداد از نسیم صبحدم باشد مرا

دست خود از قطعه تاریخ کوته کرده ام

شاهد روز جزا لوح و قلم باشد مرا

می برم ای سیدا حسرت به دست برگ تاک

دیدن اهل کرم اسباب غم باشد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹پیرم و بار گران بر کف عصا باشد مرا
  2. شمارهٔ ۱۰۰در بهار از فاقه رنگ زعفران باشد مرا
  3. شمارهٔ ۱۰۱تیغ ابرویش اگر مد نظر باشد مرا
  4. شمارهٔ ۱۰۲بهر روزی آسمان کردست سرگردان مرا
  5. شمارهٔ ۱۰۳می کند سرو از حد غماز بازار مرا
  6. شمارهٔ ۱۰۴مکن از بهر روزی پیشه خود بینوایی را
  7. شمارهٔ ۱۰۵لطف کن یارب ازین سودا رهایی ده مرا
  8. شمارهٔ ۱۰۶در صدف آب شد از کسب هوا گوهر ما
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.