پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

در صدف آب شد از کسب هوا گوهر ما

ریخت از بیضه برون ناشده بال و پر ما

شمع از تربت پروانه زیارتگاه است

جنگ دارند بتان بر سر خاکستر ما

بر زمین دوخته چشمیم ز کوتاهی دست

عمرها شد که فتادست کلاه از سر ما

دهن ساقی ما پر ز دعای قدح است

شیشه از دور زند بوسه لب ساغر ما

اثر سوختگان تا به قیامت باقیست

می توان شمع برافروخت ز خاکستر ما

خواب آسودگی و بالش مخمل دور است

می برد شبنم گل آرزوی بستر ما

سیدا شانه صفت پنجه او خشک شود

هر که خواهد که نهد دست کرم بر سر ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸ز رویش خانه ام لبریز بود از ماهتاب امشب
  2. شمارهٔ ۱۰۹پی صید افگنی بیرون شد از بزم شراب امشب
  3. شمارهٔ ۱۱۰جنت سپند سوز گلستان روی توست
  4. شمارهٔ ۱۱۱فلک گردباد ره کاروانت
  5. شمارهٔ ۱۱۲بر گلویم تیغ خون افشان چو آب کوثر است
  6. شمارهٔ ۱۱۳پیشانی ناز او از موج نگه چین بست
  7. شمارهٔ ۱۱۴دل مرا با داغ آن ناآشنا پیچیده است
  8. شمارهٔ ۱۱۵خال او در بند آن زلف چو شست افتاده است
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.