پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۳

می کند سرو از حد غماز بازار مرا

راهزن از راه گرداند خریدار مرا

کوچه ها شبها سفید از پرتو مهتاب نیست

آسمان کردست پای انداز دستار مرا

غنچه ام از سینه نتواند نفس بیرون کشید

سبزه بیگانه دارد سبز گلزار مرا

خانه آئینه را تصویر باشد پاسبان

تکیه گاهی نیست غیر از سایه دیوار مرا

خاکساری می کند آهندلان را مهربان

می کشد سوزن به چشم خود ز پا خار مرا

از رگ گل متکای من بود باریک تر

قوتی یارب کرم فرما مددگار مرا

کشتی امید من افتاده در گرداب غم

کیست بیرون آورد زین آسیا بار مرا

بهر درمان جانب حکمت پناهان چون روم

از دوا پرهیز فرمایند بیمار مرا

ناخن تدبیرها ای سیدا از دست رفت

چرخ دارد در گره سر رشته کار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۵لطف کن یارب ازین سودا رهایی ده مرا
  2. شمارهٔ ۱۰۶در صدف آب شد از کسب هوا گوهر ما
  3. شمارهٔ ۱۰۷کدامین بزم از عکس رخت گلزار بود امشب
  4. شمارهٔ ۱۰۸ز رویش خانه ام لبریز بود از ماهتاب امشب
  5. شمارهٔ ۱۰۹پی صید افگنی بیرون شد از بزم شراب امشب
  6. شمارهٔ ۱۱۰جنت سپند سوز گلستان روی توست
  7. شمارهٔ ۱۱۱فلک گردباد ره کاروانت
  8. شمارهٔ ۱۱۲بر گلویم تیغ خون افشان چو آب کوثر است
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.