پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا

حفظ آب روی سر در پیرهن دارد مرا

چون سپند امروز بی آرامم از سودای هند

یاد خاکسترنشینی بی وطن دارد مرا

می خورم از بهر یک مصراع چندین پیچ و تاب

موی آتش دیده سودای سخن دارد مرا

غنچه تصویر را از ناله آوردم به حرف

بر لب انگشت تحیر آن دهن دارد مرا

تا شد او از بزم بیرون من شدم خلوت نشین

یاد عمر رفته دور از انجمن دارد مرا

پشت خود بر بیستون چون نقش شیرین مانده ام

همچو شیرین کاری خود کوهکن دارد مرا

سیدا بر کشته سیماب حسرت می خورم

بس که بی آرام آن سیمین بدن دارد مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳خانه بر دوشم پریشان کو وطن دارد مرا
  2. شمارهٔ ۸۴بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مرا
  3. شمارهٔ ۸۵مرغ بی بالم گلستان کی هوس باشد مرا
  4. شمارهٔ ۸۶ناله کردن بر سر کویش هوس باشد مرا
  5. شمارهٔ ۸۷سبزه خطش کشیده در کنار آئینه را
  6. شمارهٔ ۸۸در نظر روزی که آرد آن نگار آئینه را
  7. شمارهٔ ۸۹هر که آرد در نظر آن پر حجاب آئینه را
  8. شمارهٔ ۹۰خانه بر دوشم دو زانو متکا باشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.