پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

ای نگاهت متکای جان به غارت داده‌ها

گردش چشمت کمند وحدت آزاده‌ها

بر زمین خاکساران تا قدم آورده‌ای

نقش پایت می‌زند گل بر سر افتاده‌ها

نام آزادی برآوردند در باغ جهان

همچو سرو بوستان در خدمتت ایستاده‌ها

من کجا ای شیخ و بزم توبه‌فرمایان کجا

می‌پرد مرغ کباب از صحبت بی‌باده‌ها

کی کنند از نیک و بد آیینه‌رویان امتیاز

می‌توان جا کرد خود را در میان ساده‌ها

گریه مستانه‌ام در خانقه آورد زور

زاهدان کردند پای انداز خم سجاده‌ها

سیدا تا دوریی منزل تو را روشن شود

همچو تار شمع پیچیدند با هم جاده‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا
  2. شمارهٔ ۸۰زد بر زمین چو نقش قدم آسمان مرا
  3. شمارهٔ ۸۱غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا
  4. شمارهٔ ۸۲بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا
  5. شمارهٔ ۸۳خانه بر دوشم پریشان کو وطن دارد مرا
  6. شمارهٔ ۸۴بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مرا
  7. شمارهٔ ۸۵مرغ بی بالم گلستان کی هوس باشد مرا
  8. شمارهٔ ۸۶ناله کردن بر سر کویش هوس باشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.