پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

ز چشمم قمریان دارند تعلیم پریدن‌ها

ز شمشاد تو سرو بوستان‌ها قد کشیدن‌ها

به داغ لاله‌زارم می‌زنی آتش چه ظلم است این

به پا بستن حنا و سرمه بر نرگس کشیدن‌ها

تغافل، خانه‌زاد گوشه چشمان فتانت

غلام حلقه در گوشت، سخن‌ها ناشنیدن‌ها

تردد کرده کرده عاقبت از خویشتن رفتم

ز پا چون نقش پا افتادم آخر از دویدن‌ها

سرانگشت از ندامت چون سر مسواک می‌سازم

به یادم چون رسد گهواره و پستان مکیدن‌ها

ز جانان می‌رسد ای سیدا امروز مکتوبی

کبوتروار چشمم دارد انداز پریدن‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰زد بر زمین چو نقش قدم آسمان مرا
  2. شمارهٔ ۸۱غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا
  3. شمارهٔ ۸۲بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا
  4. شمارهٔ ۸۳خانه بر دوشم پریشان کو وطن دارد مرا
  5. شمارهٔ ۸۴بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مرا
  6. شمارهٔ ۸۵مرغ بی بالم گلستان کی هوس باشد مرا
  7. شمارهٔ ۸۶ناله کردن بر سر کویش هوس باشد مرا
  8. شمارهٔ ۸۷سبزه خطش کشیده در کنار آئینه را
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.