پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا

سبز گردان همچو سرو، برگ و باری ده مرا

چون خضر گردان مرا میراب آب زندگی

گلشنم تا سبز گردد جویباری ده مرا

می‌برم بر آستان اهل دل روی نیاز

تا نگردم منفعل زان در براری ده مرا

خاطرم اکثر بود از نفس بی پروا ملول

تا ز غفلت‌ها کند آگاه، یاری ده مرا

سرخرویی ده مرا و دشمنان را داغ کن

از بهار تندرستی لاله زاری ده مرا

از پریشانی دلم را نیست در یکجا قرار

خاطرم را جمع گردان و قراری ده مرا

تا شود روحم چو شبنم تازه از نظاره‌اش

چون خط روی جوانان سبزه زاری ده مرا

در گلستان سخن کِلک مرا ممتاز کن

چون گل سوسن، زبانِ آبداری ده مرا

سال‌ها چون سیدا ایمن شوم از حادثات

از لباس عافیت یارب حصاری ده مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷ای نگاهت متکای جان به غارت داده‌ها
  2. شمارهٔ ۷۸ز چشمم قمریان دارند تعلیم پریدن‌ها
  3. شمارهٔ ۷۹ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا
  4. شمارهٔ ۸۰زد بر زمین چو نقش قدم آسمان مرا
  5. شمارهٔ ۸۱غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا
  6. شمارهٔ ۸۲بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا
  7. شمارهٔ ۸۳خانه بر دوشم پریشان کو وطن دارد مرا
  8. شمارهٔ ۸۴بی پر و بالی درین گلشن هوس باشد مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.