پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا

دردمندم مرحمت فرما شفایی ده مرا

بهر طاعت گوشه محراب را منزل کنم

پیر صاحبدل کن و پشت دوتایی ده مرا

ناتوانم همچو باد صبح صرصر می رود

از نهال گلشن صحبت عصایی ده مرا

تندرستی کرده است از چشم زار من وداع

از لباس عافیت یارب قبایی ده مرا

غنچه خسبم با لب پرخنده برخیزم ز جا

همچو گل از سینه باغ دلگشایی ده مرا

لطف کن بر ناله ام تأثیر ای صاحب کرم

بر اجابت مقترن دست دعایی ده مرا

بر قبای خود نگنجد غنچه از فیض نسیم

تا ببالد پیکرم بر خود هوایی ده مرا

تا به خاک آستان دوستانت رو نهم

ای دلیل رهنمایان رهنمایی ده مرا

عمر خود را صرف بر حمدت کنم چون سیدا

بلبل گلزار صحبت کن نوایی ده مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا
  2. شمارهٔ ۷۶گرفتم گوشه‌ای امروز از درها دویدن‌ها
  3. شمارهٔ ۷۷ای نگاهت متکای جان به غارت داده‌ها
  4. شمارهٔ ۷۸ز چشمم قمریان دارند تعلیم پریدن‌ها
  5. شمارهٔ ۷۹ساقیا می ده که موج او برد از جا مرا
  6. شمارهٔ ۸۰زد بر زمین چو نقش قدم آسمان مرا
  7. شمارهٔ ۸۱غنچه خسبی ها در آغوش چمن دارد مرا
  8. شمارهٔ ۸۲بی قرار امروز آن سیمین بدن دارد مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.