پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷

خدایا تازه کن چون شمع مغز استخوانم را

توانایی کرم فرمای جسم ناتوانم را

نهالم را خزان کردست ایام کهنسالی

شکفتن ها کرامت ساز شاخ ارغوانم را

قد خم گشته یی دارم الهی دستگیری کن

نگه دار از کشاکش های بازوها کمانم را

پی مدح و ثنایت چون قلم عمریست سرگرمم

مشوی از حفظ نام خویش طومار زبانم را

لب خود را کنم چون لعل پرخون از پشیمانی

تهی دستی مده از گوهر دندان دهانم را

تن افسرده را احیا نمودن از تو می آید

به سرسبزی مبدل کن خزان بوستانم را

متاعی چند جمع آورده ام از مصرِ خرسندی

مکن پوشیده از چشم خریداران دکانم را

مرا چون سیدا در باغ عالم سرفرازی ده

میان عندلیبان سبز گردان آشیانم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹در آغوشم چو می‌آیی میان بهر خدا بگشا
  2. شمارهٔ ۷۰از خزان محفوظ کن یارب گلستان مرا
  3. شمارهٔ ۷۱ز داغ دل مزین ساختم پروانه خود را
  4. شمارهٔ ۷۲خط رخسار تو شبها برد از هوش مرا
  5. شمارهٔ ۷۳یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا
  6. شمارهٔ ۷۴دل را اسیر دام بلا می کنیم ما
  7. شمارهٔ ۷۵ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا
  8. شمارهٔ ۷۶گرفتم گوشه‌ای امروز از درها دویدن‌ها
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.