پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸

خداوندا مده از جوی غفلت آب تاکم را

ز دست معصیت کوتاه کن دامان پاکم را

کند پرهیز انگشت حکیم از جنبش نبضم

نباشد چاره یی غیر از تو جان دردناکم را

تنم را همچو گل کردی به داغ آلوده صبری ده

دهان شکرگویان ساز زخم سینه چاکم را

به خدمت بندگان تقصیر سازند از گرانجانی

ز باد و آتشم مالی کرم کن آب و خاکم را

مرا چون سیدا کین کسی در دل نمی باشد

گرفتار بلا کن هر که می خواهد هلاکم را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۰از خزان محفوظ کن یارب گلستان مرا
  2. شمارهٔ ۷۱ز داغ دل مزین ساختم پروانه خود را
  3. شمارهٔ ۷۲خط رخسار تو شبها برد از هوش مرا
  4. شمارهٔ ۷۳یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا
  5. شمارهٔ ۷۴دل را اسیر دام بلا می کنیم ما
  6. شمارهٔ ۷۵ای چمن آرا خزان گشتم بهاری ده مرا
  7. شمارهٔ ۷۶گرفتم گوشه‌ای امروز از درها دویدن‌ها
  8. شمارهٔ ۷۷ای نگاهت متکای جان به غارت داده‌ها
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.