پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸

رویت گل سرسبد لاله زارها

خطت متاع قافله نوبهارها

در بوستان ز حسرت پابوس سرو تو

خمیازه می کشند لب جویبارها

رفتار تو گرفته سر راه کبک را

تمکین تو شکسته سر کوهسارها

ای چشمه حیات تغافل ز حد گذشت

موج سراب اشک من است آبشارها

هرگز ز دیدنت نشود سیر چشم ما

بی انتهاست سلسله انتظارها

تنگ است جامه گل رعنا به دوش من

آسوده ام ز پیرهن اعتبارها

زین قوم مرده دل چه طمع می کند کسی

بینند پیش پا به چراغ مزارها

وقت است سیدا ز پی بیخودی رویم

ما را گداخت پیرویی اختیارها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را
  2. شمارهٔ ۶۱تا به آن گلگون قبا چون سایه همدوشیم ما
  3. شمارهٔ ۶۲به گلشن چون برافروزد ز می رخسار چون گل را
  4. شمارهٔ ۶۳غبار گرد بادم توتیای چشم اخترها
  5. شمارهٔ ۶۴ای بهار لطف تو آبروی بستان‌ها
  6. شمارهٔ ۶۵بود منعم عزیز کشور و آزاد خوار اینجا
  7. شمارهٔ ۶۶به شمع بزم امشب عرض کردم خامه خود را
  8. شمارهٔ ۶۷خدایا تازه کن چون شمع مغز استخوانم را
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.