پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷

یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا

لطف کن افتاده ام از پا عصایی ده مرا

مشت گل را داده جان و مرغ عیسی کرده ایی

قوت اعضا کرم کن دست و پایی ده مرا

بر زبان ناتوانی غنچه باشد ناله ام

بلبل گلزار صحبت کن نوایی ده مرا

می زند نبضم بر انگشت طبیبان پشت دست

با تو روی آورده ام یارب دوایی ده مرا

می کنی از تنگنای خاک گلشن ها برون

غنچه ام امروز باغ دلگشایی ده مرا

سینه را وا کرده برخیزم ز جا مانند گل

از نسیم عافیت باد و هوایی ده مرا

بی کسم از کعبه مقصود دور افتاده ام

جز تو غمخواری ندارم رهنمایی ده مرا

بهر طاعت گوشه محراب را منزل کنم

بی ریا توفیق کنم پشت دوتایی ده مرا

آرزو دارم که ایثارت کنم چون سیدا

یا کریم الاکرمین دست رسایی ده مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹خاک مجنون داد تا بر باد آه سرد ما
  2. شمارهٔ ۶۰هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را
  3. شمارهٔ ۶۱تا به آن گلگون قبا چون سایه همدوشیم ما
  4. شمارهٔ ۶۲به گلشن چون برافروزد ز می رخسار چون گل را
  5. شمارهٔ ۶۳غبار گرد بادم توتیای چشم اخترها
  6. شمارهٔ ۶۴ای بهار لطف تو آبروی بستان‌ها
  7. شمارهٔ ۶۵بود منعم عزیز کشور و آزاد خوار اینجا
  8. شمارهٔ ۶۶به شمع بزم امشب عرض کردم خامه خود را
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.