پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶

ای ز رویت درگرفته شمع‌ها در خانه‌ها

انجمن‌ها هر طرف از مرده پروانه‌ها

یاد عمر رفته خود هرکه باشد می‌کند

نیست غیر از ذکر زلفش بر زبان شانه‌ها

عشرت ایام در دوران ما شد منتهی

برنمی‌آید صدایی از لب پیمانه‌ها

دست خشک اهل طمع را دست رد خواهد شدن

می‌کند مشاطه این نقل از زبان شانه‌ها

در خیال صید اگر دامی فگندی بر زمین

سبز چون مژگان شود در چشم دامم دانه‌ها

در چمن آهی گر از سرگشتگی بیرون کشم

آسیابی باد گردد بلبلان را خانه‌ها

سیدا آرام از دنیاپرستان برده‌اند

خواب راحت کرده‌ام از دیده دیوانه‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸ای خاکمال سرو روان تو آب‌ها
  2. شمارهٔ ۴۹نیست از تسبیح سیری سبحه زهاد را
  3. شمارهٔ ۵۰خال لبت نشانده در آتش خلیل را
  4. شمارهٔ ۵۱در دل ما گر نمی آیی به چشم ما بیا
  5. شمارهٔ ۵۲نو خط من از پی دلهای بی حاصل بیا
  6. شمارهٔ ۵۳به حرف غیر می خواهی تو آزار دل ما را
  7. شمارهٔ ۵۴ز خونم بعد کشتن شورش محشر شود پیدا
  8. شمارهٔ ۵۵با بد و نیک جهان از بسکه همدوشیم ما
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.