پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

بی‌لبت شد سنگباران بر لب پیمانه‌ها

می‌پرستان خاک می‌لیسند در میخانه‌ها

هرکه ما را سوخت شمعی بر مزار خویشتن

آید این آواز از خاکستر پروانه‌ها

از معلم کودکان گیرند تعلیم جنون

کرده‌ای دیوانه طفلان را به مکتب‌خانه‌ها

از چمن مرغان به اقبال که بیرون رفته‌اند

پر برآوردند در دنبال ایشان خانه‌ها

تا خط و خال تو در گرد کسادی غوطه زد

بر زمین چون مور گردیدند پنهان دانه‌ها

گوشه‌گیران از حوادث‌های دوران ایمنند

جغد را باشد حصار عافیت ویرانه‌ها

پای خود دانسته نه در بزم ما ای محتسب

گردش گرداب باشد گردش پیمانه‌ها

می‌شوند آیینه‌ها روشن ز صیقل سیدا

سنگ طفلان سرمه چشم است با دیوانه‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴کوه پهلو بر زمین ماند ز بار درد ما
  2. شمارهٔ ۲۵ای بهارت را گل خودرو گریبان‌پاره‌ها
  3. شمارهٔ ۲۶گاهی به چشم لطف مه من بوبین مرا
  4. شمارهٔ ۲۷ز ناله منع مکن عاشق بلاکش را
  5. شمارهٔ ۲۸نیست آزار کسی در دل غم پیشه ما
  6. شمارهٔ ۲۹حرص افزون می شود از مرگ ما افلاک را
  7. شمارهٔ ۳۰سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را
  8. شمارهٔ ۳۱می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.