پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

سایه از بی تابیم سیلی زند مهتاب را

اضطرابم جان درآرد کشته سیماب را

می شود خصم قوی از چرب و نرمی زیر دست

می کند پامال خود یک قطره روغن آب را

بر ضعیفان بیشتر می آید از دوران شکست

موج پندارد گلوی آسیا گرداب را

تیغ استاد مکمل باشد از نقصان تهی

نیست بر شمشیر ابرو دست پیچ و تاب را

زور بازو را چه نسبت پیش عقل حیله گر

رستم از تدبیر زد بر خاک و خون سهراب را

نیک و بد را از حوادث های دوران چاره نیست

کی تواند سد ره شد خار و خس سیلاب را

از تواضع قبله عالم توان شد سیدا

می کند پشت دو تا مد نظر محراب را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲قبا کشیده به بر قامت بلند تو را
  2. شمارهٔ ۳۳چه باشد گر بگیری دست چون من ناتوانی را
  3. شمارهٔ ۳۴تا جلوه عنان تو برداست هوش ما
  4. شمارهٔ ۳۵خون می چکد چو غنچه گل از سخن مرا
  5. شمارهٔ ۳۶تیره بختی گفت در گوش خطش راز مرا
  6. شمارهٔ ۳۷ز بخت تیره بود تازه داغ لاله ما
  7. شمارهٔ ۳۸بر داغ غوطه زد دل عشرت سرشت ما
  8. شمارهٔ ۳۹می دهد هر دم فریب آن نرگس جادو مرا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.