پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

ز بخت تیره بود تازه داغ لاله ما

فتیله آه بود در چراغ ناله ما

ز بحر کاسه گرداب پر نمی گردد

چگونه آب نگردد دل پیاله ما

جهانیان در گفت و شنود بربستند

نصیب رخنه دیوار شد رساله ما

دماغ سوختگان را که می کند روشن

تهی شدست ز روغن چراغ لاله ما

ز خانه پا نگذاریم سیدا بیرون

مباد کهنه براتی شود حواله ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹می دهد هر دم فریب آن نرگس جادو مرا
  2. شمارهٔ ۴۰ای خط سبزت بهار محشر آواره‌ها
  3. شمارهٔ ۴۱هجرش آخر کرد خرم جان افگار مرا
  4. شمارهٔ ۴۲ای به یادت چشمه زمزم در کاشانه‌ها
  5. شمارهٔ ۴۳مشعل طور تجلیست دل انور ما
  6. شمارهٔ ۴۴جانب ما دیده را وا کرده پوشیدن چرا
  7. شمارهٔ ۴۵ز برق تیغ ابرویت فتاد آتش به کشورها
  8. شمارهٔ ۴۶ای ز رویت درگرفته شمع‌ها در خانه‌ها
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.