پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

ای به یادت چشمه زمزم در کاشانه‌ها

کعبه افتادگانت آستان خانه‌ها

خانه بر دوشم به شمعی انتظاری می‌کشم

بوریای کلبه‌ام باشد پر پروانه‌ها

اهل همت را نظر امروز بر دست گداست

کاسه چشم طمع باشند این پیمانه‌ها

دست خود کوته کن ای مشاطه از افسونگری

زلف او باشد خبردار از اصول شانه‌ها

در دل خود هر چه دارد ساقی بی‌رحم ما

می‌توان خواند از خط پشت لب پیمانه‌ها

اهل دولت رفته‌اند از خود به تکلیف جنون

نیست جز زنجیر بر درهای مهمانخانه‌ها

گوش‌ها تا در حجاب پرده غفلت شدند

بر لب افسانه‌گویان شد گره افسانه‌ها

پای سودای مرا زنجیر چین دامن است

خرقه من باشد از موی سر دیوانه‌ها

سیدا امروز خلوت‌ها ز اهل دل تهی‌ست

نیست آثاری ز میخواران درین میخانه‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴جانب ما دیده را وا کرده پوشیدن چرا
  2. شمارهٔ ۴۵ز برق تیغ ابرویت فتاد آتش به کشورها
  3. شمارهٔ ۴۶ای ز رویت درگرفته شمع‌ها در خانه‌ها
  4. شمارهٔ ۴۷ماه من مست شراب ناب می بینم تو را
  5. شمارهٔ ۴۸ای خاکمال سرو روان تو آب‌ها
  6. شمارهٔ ۴۹نیست از تسبیح سیری سبحه زهاد را
  7. شمارهٔ ۵۰خال لبت نشانده در آتش خلیل را
  8. شمارهٔ ۵۱در دل ما گر نمی آیی به چشم ما بیا
همه‌ی غزلیات ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.